تبلیغات
**انسان 2009 ** - سنگ و آب

**انسان 2009 **


..

RSS


منوی اصلی

» صفحه نخست
»
ایمیل ما
» تماس با ما
»
آرشیو مطالب
»
لینك آر اس اس
» طراح قالب

موضوعات
» شعر
» پیمان ابدی(بدلكار ماهر ایرانی)
» خدا یا.....
» ترفندهای كامپیوتری
» بهداشت و سلامت
» طنز
» روانشناسی
» عمومی
» طالع بینی

آرشیو ماهانه
» شهریور 1390
» تیر 1390
» فروردین 1390
» بهمن 1389
» تیر 1389
» خرداد 1389
» فروردین 1389
» اسفند 1388
» دی 1388
» آذر 1388
» آبان 1388
» مهر 1388

لیست کامل آرشیو ماهانه

لینک دوستان
» حرفه ای ترین قالب های وبلاگ
» " هر كه، هرچه جدیده "
» راز خوشبختی
» خلوت دل

لیست کامل پیوندها

آمار بازدید

آمار بازدید :
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :


تبلیغات

درباره ما

من به یک هراس
همیشه طرحهای ساده و سایه های باران خورده ام را
بی دلیل بر باد داده ام
بعد از این دیگر
نه به خواب قاصدکی تعبیر خواهم شد
و نه به اعتبار چند خیال رنگ و رو رفته


ghorubepaeiz@gmail.com

مدیر وبلاگ: ..**.. انسان زیبا ..**..

نویسندگان
» ..**.. انسان زیبا ..**..


سنگ و آب

مرتبط با : عمومی

مردجوانی کنار نهر آب نشسته بود و غمگین و افسرده به سطح آب زل زده بود

مرد سالخورده ای از آنجا می گذشت. او را دید و متوجه حال پریشانش شدو کنارش نشست

   مرد جوان بی اختیار گفت: عجیب آشفته ام و همه

چیز در زندگی ام به هم ریخته است. به شدت نیازمند آرامش هستم و   نمی دانم این آرامش را کجا پیدا کنم؟  

مرد سالخورده برگی از درختی کند و آن را داخل نهر آب انداخت و گفت:به این برگ نگاه کن وقتی داخل آب می افتد خود را به جریان آب  می سپارد وبا آن می رود

  سپس سنگی بزرگ را از کنار جوی آب برداشت و داخل نهر انداخت . سنگ به خاطر سنگینی اش داخل نهر فرو رفت و در عمق آب کنار بقیه ی سنگ ها قرار گرفت   مرد سالخورده گفت: این سنگ را هم که دیدی. به خاطر سنگینی اش توانست   بر نیروی جریان آب غلبه کند و درعمق نهر قرار گیرد

اما امواجی را روی آب ایجاد کرد و بر جریان آب تاثیر گذاشت

  حال تو به من بگو آیا آرامش سنگ را می خواهی یا آرامش برگ را مرد جوان مات و متحیر به او نگاه کرد و گفت: اما برگ که آرام نیست او با هر افت و خیز آب نهر بالا و پائین می رود و الان معلوم نیست کجاست!؟   لااقل سنگ می داند کجا ایستاده و با وجودی که در بالا و اطرافش آب جریان دارد اما محکم ایستاده و تکان نمی خورد. من آرامش سنگ را ترجیح می دهم   مرد سالخورده لبخندی زد و گفت: پس حال که خودت انتخاب کردی

چرا از جریان های مخالف و ناملایمات جاری زندگی ات می نالی؟ اگر آرامش سنگ را برگزیده ای پس تاب ناملایمات را هم داشته باش و محکم هر جایی که هستی ...آرام و قرار خود را از دست مده   در عوض از تاثیری که بر جریان زندگی داری خشنود باش

  مرد جوان که آرام شده بود نفس عمیقی کشید و از جا برخاست و از مرد سالخورده پرسید: شما اگر جای من بودید آرامش سنگ را انتخاب می کردید یا آرامش برگ را؟   پیرمردلبخندی زد و گفت: من تمام زندگی ام خودم را با اطمینان به خالق رودخانه هستی به جریان زندگی سپرده ام و چون می دانم در آغوش رودخانه ای هستم که همه ذرات آن نشان از حضور یار دارد از افت و خیزهایش هرگز دل آشوب نمی شوم من آرامش برگ را می پسندم.


ارسال شده توسط ..**.. انسان زیبا ..**..

در چهارشنبه 24 فروردین 1390

نظرات ()




.:: مطالب پیشین ::.

» توبه مجنون
» جملات زیبا
» برخورد پلیس در نقاط مختلف جهان
» طنز 6
» طنز 5
» طنز 4
» طنز. چرا سوال بیهوده3
» طنز. چرا سوال بیهوده
» تولد
» زندگی این است
» سنگ و آب
» مرا دریاب
» بزن باران
» سال نو مبارک
» فلسفه بافی ها برای در چاه افتادن




Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by ensane2009
Design By : wWw.Theme-Designer.Com