تبلیغات
**انسان 2009 ** - **داستان کوتاه و جالب***

**انسان 2009 **


..

RSS


منوی اصلی

» صفحه نخست
»
ایمیل ما
» تماس با ما
»
آرشیو مطالب
»
لینك آر اس اس
» طراح قالب

موضوعات
» شعر
» پیمان ابدی(بدلكار ماهر ایرانی)
» خدا یا.....
» ترفندهای كامپیوتری
» بهداشت و سلامت
» طنز
» روانشناسی
» عمومی
» طالع بینی

آرشیو ماهانه
» شهریور 1390
» تیر 1390
» فروردین 1390
» بهمن 1389
» تیر 1389
» خرداد 1389
» فروردین 1389
» اسفند 1388
» دی 1388
» آذر 1388
» آبان 1388
» مهر 1388

لیست کامل آرشیو ماهانه

لینک دوستان
» حرفه ای ترین قالب های وبلاگ
» " هر كه، هرچه جدیده "
» راز خوشبختی
» خلوت دل

لیست کامل پیوندها

آمار بازدید

آمار بازدید :
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :


تبلیغات

درباره ما

من به یک هراس
همیشه طرحهای ساده و سایه های باران خورده ام را
بی دلیل بر باد داده ام
بعد از این دیگر
نه به خواب قاصدکی تعبیر خواهم شد
و نه به اعتبار چند خیال رنگ و رو رفته


ghorubepaeiz@gmail.com

مدیر وبلاگ: ..**.. انسان زیبا ..**..

نویسندگان
» ..**.. انسان زیبا ..**..


**داستان کوتاه و جالب***

مرتبط با : عمومی

  چهار تا دوست که 30 سال بود همدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینن و شروع می کنن در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف کنن. بعد از یه مدت یکی از اونا بلند میشه میره دستشویی. سه تای دیگه صحبت رو می کشونن به تعریف از فرزندانشون…اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی یه کار عالی وارد شد و خیلی سریع پیشرفت کرد. پسرم درس اقتصاد خوند و توی یه شرکت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سریع بالا رفت و حالا شده معاون رئیس شرکت. پسرم انقدر پولدار شده که حتی برای تولد بهترین دوستش یه مرسدس بنز بهش هدیه داد.دومی: جالبه. پسر من هم مایهء افتخار و سرفرازی منه. توی یه شرکت هواپیمایی مشغول به کار شد و بعد دورهء خلبانی گذروند و سهامدار شرکت شد و الان اکثر سهام اون شرکت رو تصاحب کرده. پسرم اونقدر پولدار شد که برای تولد صمیمی ترین دوستش یه هواپیمای خصوصی بهش هدیه داد.سومی: خیلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده. اون توی بهترین دانشگاههای جهان درس خوند و یه مهندس فوق العاده شد. الان یه شرکت ساختمانی بزرگ برای خودش تاسیس کرده و میلیونر شده. پسرم اونقدر وضعش خوبه که برای تولد بهترین دوستش یه ویلای 3000 متری بهش هدیه داد.هر سه تا دوست داشتند به همدیگه تبریك می گفتند که دوست چهارم برگشت سر میز و پرسید این تبریکات به خاطر چیه؟ سه تای دیگه گفتند: ما در مورد پسرهامون که باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت کردیم. راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعریف کنی؟ چهارمی گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توی یه کلوپ مخصوص کار میکنه. سه تای دیگه گفتند: اوه! مایهء خجالته! چه افتضاحی! دوست چهارم گفت: نه. من ازش ناراضی نیستم. اون دختر منه و من دوستش دارم. در ضمن زندگی بدی هم نداره. اتفاقا” همین دو هفته پیش به مناسبت تولدش از سه تا از صمیمی ترین دوست پسراش یه مرسدس بنز و یه هواپیمای خصوصی و یه ویلای 3000 متری هدیه گرفت!




ارسال شده توسط ..**.. انسان زیبا ..**..

در دوشنبه 17 خرداد 1389

نظرات ()




.:: مطالب پیشین ::.

» توبه مجنون
» جملات زیبا
» برخورد پلیس در نقاط مختلف جهان
» طنز 6
» طنز 5
» طنز 4
» طنز. چرا سوال بیهوده3
» طنز. چرا سوال بیهوده
» تولد
» زندگی این است
» سنگ و آب
» مرا دریاب
» بزن باران
» سال نو مبارک
» فلسفه بافی ها برای در چاه افتادن




Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by ensane2009
Design By : wWw.Theme-Designer.Com