تبلیغات
**انسان 2009 ** - شما نجار زندگی خود هستید

**انسان 2009 **


..

RSS


منوی اصلی

» صفحه نخست
»
ایمیل ما
» تماس با ما
»
آرشیو مطالب
»
لینك آر اس اس
» طراح قالب

موضوعات
» شعر
» پیمان ابدی(بدلكار ماهر ایرانی)
» خدا یا.....
» ترفندهای كامپیوتری
» بهداشت و سلامت
» طنز
» روانشناسی
» عمومی
» طالع بینی

آرشیو ماهانه
» شهریور 1390
» تیر 1390
» فروردین 1390
» بهمن 1389
» تیر 1389
» خرداد 1389
» فروردین 1389
» اسفند 1388
» دی 1388
» آذر 1388
» آبان 1388
» مهر 1388

لیست کامل آرشیو ماهانه

لینک دوستان
» حرفه ای ترین قالب های وبلاگ
» " هر كه، هرچه جدیده "
» راز خوشبختی
» خلوت دل

لیست کامل پیوندها

آمار بازدید

آمار بازدید :
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :


تبلیغات

درباره ما

من به یک هراس
همیشه طرحهای ساده و سایه های باران خورده ام را
بی دلیل بر باد داده ام
بعد از این دیگر
نه به خواب قاصدکی تعبیر خواهم شد
و نه به اعتبار چند خیال رنگ و رو رفته


ghorubepaeiz@gmail.com

مدیر وبلاگ: ..**.. انسان زیبا ..**..

نویسندگان
» ..**.. انسان زیبا ..**..


شما نجار زندگی خود هستید

مرتبط با :

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد.

یک روز او با صاحبکار خود موضوع را درمیان گذاشت.

پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند..................

صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند ، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد.

سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد ، از او خواست تا به عنوان آخرین کار ، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.

نجار در حالت رودربایستی ، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود.

پذیرفتن ساخت این خانه را برخلاف میل باتنی او صورت گرفته بود.

برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی ، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت ، کار را تمام کرد.

او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد.

صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد.

زمان تحویل کلید ، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری!

نجار ، یکه خورد و بسیار شرمنده شد.

در واقع اگر او میدانستکه خودش قرار است در این خانه ساکن شود ، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن بکار می برد و تمام مهارتی که در کار داشت برای ساخت آن بکار می برد.

یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد.

این داستان ماست.                          

ما زندگیمان را میسازیم. هر روز میگذرد.

گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم ، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم.

اگر چنین تصوری داشته باشید ، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم. فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم ، ممکن نیست.

شما نجار زندگی خود هستید و روزها ، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود.

یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود.

مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید!


ارسال شده توسط ..**.. انسان زیبا ..**..

در سه شنبه 17 فروردین 1389

نظرات ()




.:: مطالب پیشین ::.

» توبه مجنون
» جملات زیبا
» برخورد پلیس در نقاط مختلف جهان
» طنز 6
» طنز 5
» طنز 4
» طنز. چرا سوال بیهوده3
» طنز. چرا سوال بیهوده
» تولد
» زندگی این است
» سنگ و آب
» مرا دریاب
» بزن باران
» سال نو مبارک
» فلسفه بافی ها برای در چاه افتادن




Powered By mihanblog.com Copyright © 2009 by ensane2009
Design By : wWw.Theme-Designer.Com